عباس قديانى

550

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

كاهش يافت ، و انتقال پايتخت به اصفهان به ايرانى شدن عناصر بيگانه كمك كرد . صفويه به نام جد بزرگ خويش شيخ صفى الدين اردبيلى منسوبند ( 650 - 735 ) ، كه از مشايخ و عرفاى بسيار مشهور ايران به شمار است . از اعقاب مشهور وى شيخ صدر الدين صفوى ، سلطان جنيد ، و سلطان حيدر هستند ، و سلطان حيدر پدر شاه اسماعيل اول صفوى ، مؤسس سلسلهء صفويه بوده است . دربارهء نسب اين سلسله ، مشهور آن است كه نژاد و تبار آنها به امام موسى كاظم ، هفتمين امام شيعهء اثنى عشرى ، مىرسد . اما محققين در صحت اين نسبت ترديد دارند ، و گويند سلاطين صفويه اين نسب‌نامهء مجعول را وسيلهء ترويج مذهب اثنى عشرى براى پيشرفت مقاصد سياسى خود قرار داده بودند . بعضى معتقدند كه خاندان صفوى در آغاز امر ، به سبب انتساب به شيخ صدر الدين صفوى ، خود را موسوى ، به جهت انتساب به پسر صدر الدين ، كه خواجه على سياهپوش نام داشته است ، علوى مىخوانده‌اند ، و اصلا كرد بوده‌اند ، و جد هفتم شيخ صفى الدين ، به نام فيروز شاه زرين كلاه ، در حدود 569 ه . ق . از بلاد كرد به آذربايجان آمده است . در هرحال اين نكته محقق است كه سلاطين صفويه از همان دوران شاه اسماعيل اول صفوى نسب خود را به امام موسى كاظم مىرسانيده‌اند ، و طوايف قزلباش و جماعت مريدان نيز همواره آنها را سادات موسوى و مروج مذهب جعفرى و اثنى عشرى مىشمرده‌اند ، هر چند خود شيخ صفى الدين اردبيلى ، تا حدى كه از مآخذ موجود برمىآيد ، ظاهرا مذهب تسنن داشته و شافعى بوده است . بنابر بعضى مآخذ ، خواجه على سياهپوش اولين كسى از اين خاندان است كه به مذهب شيعه اظهار اعتقاد نموده است ، و پس از او ، رؤساى خاندان صفويه مرشد و پير طريقت عدهء كثيرى از صوفيهء شيعه بوده‌اند ، كه نه تنها در آذربايجان و گيلان ، بلكه در نواحى ترك‌نشين آسياى صغير نيز تعداد آنها فراوان بود ، و در راه مرشد كامل جانسپارى مىكردند ، و به كمك همين صوفيان قزلباش بود كه دولت صفويه به دست شاه اسماعيل اول صفوى تأسيس شد . پس از كشته شدن سلطان حيدر ( 893 ه . ق . ) در جنگ با شروانشاه پسرانش ، سلطان على ، ابراهيم و اسماعيل ، به امر امير يعقوب بيگ تركمان ، كه از ياران شروانشاه بود در قلعهء اصطخر فارس محبوس شدند ، و در آنجا بودند تا امير رستم بيگ تركمان آنان را احضار نمود . سلطان على در حوالى اردبيل به قتل رسيد ، و ابراهيم و اسماعيل به گيلان مهاجرت كردند . ابراهيم نيز در همين ايام كشته شد ، و اسماعيل قريب 6 سال نزد سادات قوامى در گيلان ماند . پس از آن به همراهى جمعى از مريدان و مخلصان پدرش ، درصدد خونخواهى پدر برآمد ، و در 905 ه . ق . شروان را گرفت . اين تاريخ معمولا تاريخ تأسيس سلسلهء صفويه و آغاز سلطنت اسماعيل شمرده مىشود ، ولى جلوس رسمى وى به سلطنت پس از فتح تبريز و آذربايجان 907 ه . ق . صورت گرفت . شاه اسماعيل پس از نشستن به تخت سلطنت ، تبريز را پايتخت و مذهب شيعهء اثنى عشرى را مذهب رسمى قرار داد . پس از آن سلسلهء آق‌قويونلو را برانداخت ، و عراق عجم ، فارس ، و كرمان را ضميمهء قلمرو خود كرد . سپس عراق عرب و بعد خوزستان را گرفت ، و بعد از بازگشت به آذربايجان ، به قفقاز تاخت . پس از آن ، متوجه خراسان شد ، شيبك خان ازبك را مغلوب و مقتول كرد ، و حدود قلمرو خود را به جيحون رسانيد . اصرار و اهتمام شاه اسماعيل اول و جانشينش شاه طهماسب اول صفوى در ترويج مذهب شيعه در ايران و تحميل آن بر مردم اين كشور - كه در آن زمان غالبا سنى بودند -